تجزیه و تحلیل مسائل!

دیشب  عسلی گفته بیا برام قصه بز بز قندی بگو . منم گفتم تا رسیدم به اونجا که خانم بزی شکم گرگه را با شاخهاش پاره میکنه و شنگول و منگول را در میاره..میپرسه پس چرا اونا له نشده بودن؟ مگه گرگه نجویده بودشون ؟   میگم نه هول شد و یهو قورتشون داد  سالم موندن.. میگه پس در این صورت باید با شاخ مامانشون آسیب میدیدن!! میگم خوب مواظب بود به بچه هاش آسیب نرسه .. میگه مگه نرفته بود به جنگ گرگه .. و با قیافه متفکر میگه تو جنگ نمیشه به این مسائل فکر کرد !! و هی مسئله را تجزیه تحلیل میکنه و سوال میپرسه   قیافه منم اینجوری

مشکلی نیست!!

عسل خانوم بعضی و قتها دوست داره تنها باشه .. میره تو اتاقش کارتون میبینه و در و میبنده و صدای  سیستمش بلند...و با خودش بازی میکنه.. در زدم رفتم تو اتاق دیدم با جوراب شلواری و یقه اسکی تو این گرما نشسته

 میگم عزیزم گرمت میشه .میگه نه مشکلی نیست !!شما برو بیرون بذار به کارم برسم..

عکس با برج ویلاد!

عسل خانوم عاشق برج میلاد یا به قول خودش برج ویلاده .. با هم رفته بودیم کوی دانشگاهم تا من برم نمونه هام رو بدم به یه شرکت برای توالی یابی.. اونم با خاله اش رفته روی پل امیر آباد و با برج عزیزش عکس انداخته  اینجوری ..

ادامه نوشته

چهار و نیم سالگی موژان

عسل خانوم من امروز چهار سال و نیمه شد.. حسابی تنهایی های منو پر کرده و شده بهترین دوست من...

فکر نمیکردم به این زودی انقدر بزرگ و خانوم بشه. با هم که میریم خرید کلی نظرات جالب از خودش بروز میده. به لباس و آرایش منم حسابی دقت میکنه و نظر میده ..خلاصه کلی با هم حال میکنیم مخصوصا این روزای تابستون که سرم خلوت تره هر چند به شدت درگیر تزم هستم ولی سعی میکنم حالا که تو مرخصی تابستونم و اقلا سر کار نمیرم از بودن در کنارش بیشترین لذت و استفاده رو ببرم..

چند ماهی میشه که اومدیم خونه جدید.. به قول موژان برج!! و منم درگیر کارهای اثاث کشی و خرده کاریهای منزل جدید بودم و وقت نمیکردم  آپ کنم حالا به تلافی اون کم کاریها چند تا عکس خوشگل آتلیه ای میذارم که عید ازش گرفتیم

ادامه نوشته