تجزیه و تحلیل مسائل!
دیشب عسلی گفته بیا برام قصه بز بز قندی بگو . منم گفتم تا رسیدم به اونجا که خانم بزی شکم گرگه را با شاخهاش پاره میکنه و شنگول و منگول را در میاره..میپرسه پس چرا اونا له نشده بودن؟ مگه گرگه نجویده بودشون ؟ میگم نه هول شد و یهو قورتشون داد سالم موندن.. میگه پس در این صورت باید با شاخ مامانشون آسیب میدیدن!! میگم خوب مواظب بود به بچه هاش آسیب نرسه .. میگه مگه نرفته بود به جنگ گرگه .. و با قیافه متفکر میگه تو جنگ نمیشه به این مسائل فکر کرد
!! و هی مسئله را تجزیه تحلیل میکنه و سوال میپرسه قیافه منم اینجوری![]()



يكي بود يكي نبود